این روزها.. - تاریخ: 1401/9/26 ساعت: 19:34
روزهای بدی رو گذروندم..حتی دوست ندارم در موردشون حرف بزنم..حالا بهترم..خوشحال نیستما.. اما غمگینم نیستم.. چند روز پیش به دیدار میگفتم حتی نمیتونم گریه کنم.. یه جورایی بیحس شدم..راستی تولد دیدار رو هم پشت سر گذاشتیم..میتونم بگم بین اون همه بدحالی اونشب شب حالم خیلی خوب بود.. به پیشنهاد من رفتیم حافظی...
خلوت - تاریخ: 1401/9/26 ساعت: 19:34
توی شیفت شب تنها نشستم با این موزیک بیکلام .. از اون مجموعه ی بیکران که یه دوست برام فرستاده..حس میکنم قادرم ساعت ها و حتی روزها بهش گوش کنم..حس و حالم تعریفی نداره.. نیازمند یه اتفاق خوبم..ن کارش با دانشگاهش به مشکل خورد و مجبور شد بره اصفهان..د گفت بیا باهاش بریم، دو شب بمونیم خونه س.. محض تنوع.. ...
و اما.. - تاریخ: 1401/9/26 ساعت: 19:34
هنوز کارای آموزشگاه تموم نشده..دایی عباس اومد واسه رنگ دیوارا کمک کرد، بابا و نادیا مدام در حال تلاشن.. نرجس هر روز مدرسه و کلاسه..احمدرضا هم یک ماهی هست برگشته چند تا شاگرد خصوصی گرفت و یه پولی دستش اومد و خوشحاله منم که همون روال سابق.. واسه روز پرستار ۳۰۰ تومن دادن! معوقه ی حق مسکن رو دادن.. پیش ...